انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس توییتر فیس بوک
درود بر شما، برای شرکت در گفتگوها و مشاهده کامل مطالب کافی است در این سایت عضو شوید.
برای عضویت اینجا کلیک کنید
با سپاس
مدیریت
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
Like Tree42Likes

موضوع: بهترین شعری که خوندم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    عنوان کاربر
    مـعـاون انجمن
    میانگین پست در روز
    7.25
    محل سکونت
    زیرسایه خدا
    نوشته ها
    17,939
    تشکرها
    14,899
    تشکر شده 12,891 بار در 7,234 ارسال

    پیش فرض بهترین شعری که خوندم

    با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

    حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج


    ای موج پریشان تو دریای خروشان

    بگذار مرا غرق کند این شب مواج


    یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

    یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج


    ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده

    جز عشق نیاموختی از قصه حلاج


    یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

    صندوقچه ای را که رها گشته در امواج


    از : فاضل نظری
    ویرایش توسط Arezoo : 10/11/2013 در ساعت 05:24
    shbrh و Poorei از این خوششان آمد.

  2. تشکرکنندگان: 2 نفر


  3. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 638 بار در 343 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    مهمان توام اى جان زنهار مخسب امشب
    اى جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب

    روى تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد
    اى شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب

    اى سرو دو صد بستان آرام دل مستان
    بردى دل و جان بستان زنهار مخسب امشب

    اى باغ خوش خندان بی تو دو جهان زندان
    آنى تو و صد چندان زنهار مخسب امشب

    مولانا
    shbrh از این خوشش آمد.

  4. تشکرکننده: 1 نفر


  5. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 638 بار در 343 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    دل می ستاند از من و جان می دهد به من
    آرام ِ جان و کام جهان می دهد به من

    دیدار او طلیعه ی صبح سعادت است
    تا کی ز مهر طالع ِ آن می دهد به من

    دلداده ی غریبم و گمنام این دیار
    زان یار دلنشین که نشان می دهد به من

    جانا مراد ِ بخت و جوانی وصال ِ توست
    کاو جاودانه بخت جوان می دهد به من

    می آمدم که حالِِ دلِِ زار گویمت
    اما مگر سرشک امان می دهد به من

    چشمت به شرم و ناز ببندد لب ِ نیاز
    شوقت اگر هزار زبان می دهد به من

    افسرده بود "سایه"! دلم بی هوای عشق
    این بوی زلف کیست که جان می دهد به من

    هوشنگ ابتهاج
    shbrh از این خوشش آمد.

  6. تشکرکننده: 1 نفر


  7. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 638 بار در 343 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بود
    سیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ پایت بود
    .
    قلبِ من برده‌یِ فرعونِ دوچشمانت شد
    نبضِ من شرطیِ آهنگِ قدم‌هایت بود
    .
    روزگاری‌که مرا عشقِ خودت می‌خواندی
    باورِ بندگی‌ام آیه‌یِ لب‌هایت بود
    .
    آمدی زلزله در کشورِ جانم افتاد
    عاملِ زلزله در رانشِ موهایت بود
    .
    اینک اما پس از آن عاشقیِ بی‌حاصل
    خاطرم هست که با من همه دعوایت بود!
    .
    رفتی و دربه‌دری سهمِ شب و روزم شد
    آخر ای جان! دل من بنده‌ و شیدایت بود
    .
    هرگز از لوحِ وجودم نرود یادت، چون
    حلقه‌یِ وصل به بالا، قدِ رعنایت بود
    shbrh از این خوشش آمد.

  8. تشکرکننده: 1 نفر


  9. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 638 بار در 343 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    ساده از دست ندادم دل پرمشغله را
    تا تو پرسیدی و مجبور شدم مساله را...!

    من "برادر" شده بودم و "برادر" باید
    وقت دیدار، رعایت بكند "فاصله" را

    دهه ی شصتی دیوانه ی یكبار عاشق
    خواست تا خرج كند این كوپن باطله را

    عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ
    دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را

    و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم
    با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را...!

    عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست
    خواستم باز كنم با تو سر این گله را
    shbrh از این خوشش آمد.

  10. تشکرکننده: 1 نفر


  11. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 638 بار در 343 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذری
    با دلم گفت نگاهت : نگران می گذری

    خبرت هست که دل از تو بریدم زین روی
    دیده می بندی و چو بی خبران می گذری

    گاه بشکفته چو گلهای چمن می آیی
    روزی آشفته چو شوریده سران می گذری

    ما نظر از تو گرفتیم چه رفته است تو را
    که به ناز از بر صاحب نظران می گذری

    بگذر از من که ندارم سر دیدار تو را
    چه غمی دارم اگر با دگران می گذری

    ای بسا ماه رخان را که در آغوش گرفت
    خاک راهی که عروسانه بر آن میگذری

    ناز مفروش و از این کوچه خرامان مگذر
    که به خواری ز جهان گذران می گذری

    تو هم ای یار چو آن قوم که در خاک شدند
    روزی از کارگه کوزه گران می گذری؟؟؟
    shbrh از این خوشش آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکی:fekrii:... ...


  12. تشکرکننده: 1 نفر


  13. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    عنوان کاربر
    صاحب لیدی فروم
    میانگین پست در روز
    3.97
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,549
    تشکرها
    9,621
    تشکر شده 5,780 بار در 3,328 ارسال

    پیش فرض پاسخ : بهترین شعری که خوندم

    سلطان غم


    که در یک گوشه ی خانه
    میان شستن و پختن
    درون آشپزخانه
    سرود عشق می خواند
    نگاهش ساده و تنهاست
    صدایش خسته و محزون
    امیدش در ته فرداست
    زنی را می شناسم من
    که می گوید پشیمان است
    چرا دل را به او بسته
    کجا او لایق آنست؟
    زنی هم زیر لب گوید
    گریزانم از این خانه
    ولی از خود چنین پرسد
    چه کس موهای طفلم را
    پس از من می زند شانه؟
    زنی آبستن درد است
    زنی نوزاد غم دارد
    زنی می گرید و گوید
    به سینه شیر کم دارد
    زنی با تار تنهایی
    لباس تور می بافد
    زنی در کنج تاریکی
    نماز نور می خواند
    زنی خو کرده با زنجیر
    زنی مانوس با زندان
    تمام سهم او اینست
    نگاه سرد زندانبان
    زنی را می شناسم من
    که می میرد ز یک تحقیر
    ولی آواز می خواند
    که این است بازی تقدیر
    زنی با فقر می سازد
    زنی با اشک می خوابد
    زنی با حسرت و حیرت
    گناهش را نمی داند
    زنی واریس پایش را
    زنی درد نهانش را
    ز مردم می کند مخفی
    که یک باره نگویندش
    چه بد بختی چه بد بختی
    زنی را می شناسم من
    که شعرش بوی غم دارد
    ولی می خندد و گوید
    که دنیا پیچ و خم دارد
    زنی را می شناسم من
    که هر شب کودکانش را
    به شعر و قصه می خواند
    اگر چه درد جانکاهی
    درون سینه اش دارد
    زنی می ترسد از رفتن
    که او شمعی ست در خانه
    اگر بیرون رود از در
    چه تاریک است این خانه
    زنی شرمنده از کودک
    کنار سفره ی خالی
    که ای طفلم بخواب امشب
    بخواب آری
    و من تکرار خواهم کرد
    سرود لایی لالایی
    زنی را می شناسم من
    که رنگ دامنش زرد است
    شب و روزش شده گریه
    که او نازای پردرد است
    زنی را می شناسم من
    که نای رفتنش رفته
    قدم هایش همه خسته
    دلش در زیر پاهایش
    زند فریاد که: بسه
    زنی را می شناسم من
    که با شیطان نفس خود
    هزاران بار جنگیده
    و چون فاتح شده آخر
    به بدنامی بد کاران
    تمسخر وار خندیده
    زنی آواز می خواند
    زنی خاموش می ماند
    زنی حتی شبانگاهان
    میان کوچه می ماند
    زنی در کار چون مرد است
    به دستش تاول درد است
    ز بس که رنج و غم دارد
    فراموشش شده دیگر
    جنینی در شکم دارد
    زنی در بستر مرگ است
    زنی نزدیکی مرگ است
    سراغش را که می گیرد؟
    نمی دانم، نمی دانم
    شبی در بستری کوچک
    زنی آهسته می میرد
    زنی هم انتقامش را
    ز مردی هرزه می گیرد
    …زنی را می شناسم من

    اقا حمید از این خوشش آمد.
    [فقط اعضاي سايت مي توانند لينک ها را ببينند. ]
    [فقط اعضاي سايت مي توانند لينک ها را ببينند. ]


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter facebook rss
yahoo
سایت لیدی فروم از سال 1390 آغاز به کار کرد. هدف لیدی فروم آگاهی بخشی و آموزش به بانوان ایرانی و فارسی زبان، و ایجاد محیطی برای تبادل نظر بین آنهاست. لیدی فروم توسط سرورهای پرقدرت پاکدل هاست پشتیبانی می شود

اکنون ساعت 13:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@ladyforum.ir
پیامک همراه جهت پیامک: 09112288677