انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس توییتر فیس بوک
درود بر شما، برای شرکت در گفتگوها و مشاهده کامل مطالب کافی است در این سایت عضو شوید.
برای عضویت اینجا کلیک کنید
با سپاس
مدیریت
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
Like Tree2Likes
  • 2 Post By sдЯд

موضوع: افشای رازی مخوف از طریق لباس مرد میانسال

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    عنوان کاربر
    نــاظــر سـایـت
    میانگین پست در روز
    1.02
    نوشته ها
    2,802
    تشکرها
    7,885
    تشکر شده 3,766 بار در 2,326 ارسال

    پیش فرض افشای رازی مخوف از طریق لباس مرد میانسال

    به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از جام جم، «این، خون مرغی است که سر بریده‌ام» مرد میانسال نگاهی به کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل انداخت و برای آن‌که به ادعایش اعتبار دهد، ادامه داد: بیشتر مواقع مرغ زنده می‌گیرم و خودم آن را می‌کشم. افسر پرونده نگاهی به او انداخت، با آن‌که او سعی می‌کرد مضطرب به نظر نرسد اما واضح بود که بشدت پریشان و هراسان است.

    کارآگاهان خوب می دانستند مرد میانسال موضوعی را پنهان می کند. به همین دلیل به اضطراب او اشاره و خاطرنشان کردند لکه های خون به آزمایشگاه جنایی ارسال و خیلی زود صحت و سقم ادعای طرح شده مشخص می شود. متخصصان خیلی راحت می توانستند تشخیص دهند لکه های خون مربوط به انسان است یا مرغ، مرد میانسال وقتی فهمید پلیس حرف او را به این سادگی تائید نمی کند، پنهانکاری را بی فایده دید. او همسرش را کشته بود و مدارک پلیس آن قدر زیاد بود که او در دادگاه محکوم شود.
    بیست و چهارم اسفند سال گذشته مردی جوان با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و از کشف جسد زنی در یکی از خیابان های شهرستان ساری خبر داد. با اعلام این گزارش، تحقیقات کارآگاهان جنایی استان مازندران آغاز شد. کارآگاهان در بررسی های اولیه با جنازه زن میانسالی مواجه شدند که لباس خانه به تن داشت و پنجاه و پنج ساله به نظر می رسید. اطراف سر زن میانسال لخته های خون مشاهده می شد و متخصصان پزشکی قانونی بعد از آزمایش های اولیه علت مرگ را ضربات متعدد به جمجمه وی و ضربه مغزی اعلام کردند. در بازرسی از جسد و اطراف آن هیچ مدرک شناسایی که هویت قربانی را مشخص کند، به دست نیامد و همین موضوع، معما را پیچیده تر از پرونده های جنایی دیگر می کرد. باتوجه به نحوه قرار گرفتن جسد، خون اطراف جنازه، لباس های مقتول و دیگر مدارک مشخص بود که جنایت در محل دیگری رخ داده و قاتل یا قاتلان به قصد از بین بردن مدارک، جسد را به آن منطقه انتقال داده اند. قبل از هر کاری باید هویت قربانی مشخص می شد تا ماموران از این طریق بتوانند به سرنخ هایی از قتل او دست یابند. کارآگاهان در نخستین گام به تحقیق از مرد جوان که موضوع را به پلیس گزارش کرده بود، پرداختند. این مرد به پلیس گفت: در حال عبور از خیابان بودم که متوجه پتویی شدم که به شکل مشکوکی رها شده بود. به نظرم آمد داخل پتو جسدی قرار دارد. وقتی نزدیک شدم، دیدم حدسم درست است. جسد زنی داخل پتو قرار داشت. بشدت ترسیده بودم. کسی آن اطراف نبود. بلافاصله با پلیس تماس گرفتم اما ​ اطلاعات دیگری ندارم. اطلاعات مرد جوان کمکی به حل پرونده نکرد و کارآگاهان به سراغ پرونده های افراد مفقود شده، رفتند تا شاید از این طریق هویت قربانی رافاش کنند اما گزارشی از گم شدن زنی شبیه ​ مقتول به پلیس اعلام نشده بود.آنان در مرحله بعدی به تحقیق از اهالی محل کشف جنازه پرداختند. در این بررسی ها هویت جسد توسط یکی از اهالی محل شناسایی و معلوم شد جنازه متعلق به زنی پنجاه و چهار ساله به نام منصوره است. کارآگاهان بعد از گشودن اولین گره پرونده، سراغ خانواده منصوره رفتند و به این ترتیب هویت او تائید شد. رئیس پلیس آگاهی استان مازندران در این رابطه می گوید: بررسی ها نشان می داد محل زندگی مقتول در منطقه دیگری است و جسد به محل کشف، انتقال داده شده است. همچنین تحقیقات مشخص کرد منصوره متاهل است و سال ها قبل به عقد مرد میانسالی درآمده است. به این ترتیب گروهی از ماموران به تحقیق از همسایه های مقتول​ پرداختند. طبق اطلاعاتی که از همسایه ها به دست آمد، مشخص شد منصوره همسر دوم بود و با شوهرش اختلاف زیادی داشت. همسایه ها بارها صدای جر و بحث و درگیری آنها را شنیده بودند. در ادامه تحقیقات مشخص شد صبح روزی که جسد کشف شد، اهالی محل صدای مشاجره زوج میانسال را شنیده بودند اما دقایقی بعد صدا قطع شده و کسی به موضوع شک نکرده بود. این درحالی بود که متخصصان پزشکی قانونی زمان مرگ را کمتر از ده ساعت قبل از کشف جنازه اعلام کرده بودند و باتوجه به اظهارات همسایه ها، ارتکاب جنایت توسط همسر مقتول بعید نبود. سرهنگ عظیمی ادامه می دهد: همسر منصوره ناپدید شدن او را به پلیس گزارش نداده بود. این موضوع شک ما را نسبت به این مرد بیشتر کرد. اگر او در این جنایت نقشی نداشت، بی شک ناپدید شدن همسرش را گزارش می کرد. وقتی این کار را نکرده، به این معنی بود که از سرنوشت منصوره باخبر بوده است. مرد میانسال به نام امیر با توجه به این سرنخ ها به عنوان نخستین مظنون پرونده بازداشت و در بازرسی بدنی از او، لکه های خون روی لباسش کشف شد. کارآگاهان به بازرسی بدنی ادامه دادند و چند لکه خون را نیز روی بدن امیر مشاهده کردند. لکه هایی که روی لباس و بدن امیر کشف شده بود، به آزمایشگاه جنایی ارسال و بعد از آزمایش های تخصصی اعلام شد لکه ها متعلق به انسان است. به این ترتیب گروه خونی لکه های به دست آمده با گروه خونی مقتول تطبیق و یکسانی آنها ثابت شد. این در حالی بود که متهم میانسال همچنان منکر ارتکاب جنایت بود و ادعا می کرد از سرنوشت همسرش خبر ندارد. رئیس پلیس آگاهی استان مازندران می گوید: لکه های خون روی لباس و بدن متهم، انطباق گروه خونی لکه ها با گروه خونی مقتول، اعلام نکردن مفقود شدن منصوره از سوی همسرش، جر و بحث ها و درگیری های زوج میانسال و مدارک و شواهد دیگر حکایت از آن داشت که متهم اصلی این پرونده امیر است. امیر بعد از به دست آمدن مدارک تازه بار دیگر بازجویی شد و در نهایت به قتل همسرش اعتراف کرد. او درباره انگیزه جنایت گفت: چند سال قبل با منصوره ازدواج کردم. او همسر دومم بود و تصور می کردم می توانم در کنار او زندگی راحت و آرامی داشته باشم اما هر روز باهم دعوا داشتیم. درگیری من و منصوره ادامه داشت تا این که روز حادثه دوباره دعوایمان شد. از کوره در رفتم و با یک چوبدستی که گوشه حیاط خانه بود، چند​ ضربه به سر منصوره زدم . بعد از لحظاتی متوجه شدم منصوره ساکت شده است. دقت که کردم، فهمیدم او مرده است. نمی دانستم چکار باید بکنم، من ناخواسته دست به جنایت زده و منصوره ​را کشته بودم. امیر ادامه داد: باید کاری می کردم تا کسی متوجه این قتل نشود.از این که دستگیر و زندانی شوم، بشدت می ترسیدم. به همین دلیل او را در پتویی پیچیدم و داخل صندوق عقب خودرویم قرار دادم و جنازه را چند منطقه پایین تر از محل زندگی مان، کنار خیابان رها کردم.با این کار می خواستم تمام سرنخ ها را از بین ببرم. با خودم گفتم جنازه را اینجا رها می کنم و بعد از مدتی دچار فساد نعشی می شود و کسی به هویت او پی نمی برد. اگر هویت همسرم شناسایی نمی شد، پلیس به من شک نمی کرد. به همین دلیل هم​گم شدن او را گزارش نکردم. با خودم گفتم بعد از مدتی آب ها از آسیاب می افتد و ناپدید شدن همسرم فراموش می شود و خانواده اش دیگر دنبال او نمی گردند اما خیلی زود و قبل از آن که بخواهم سرنخ های جنایت را از بین ببرم، هویت همسرم شناسایی و من بازداشت شدم.
    به دنبال اعتراف مرد میانسال به قتل همسرش، او به بازسازی صحنه قتل پرداخت و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.
    Arezoo و hadi asadi از این خوششان آمد.

  2. تشکرکنندگان: 2 نفر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 31/01/2015, 17:29
  2. بازی بازی زن مردم رو کشتی
    توسط Arezoo در انجمن کاریکاتور و طنز
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11/10/2014, 16:08
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 14/12/2013, 18:08
  4. زی زی گلو اینجوری درست شد
    توسط Arezoo در انجمن کاریکاتور و طنز
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08/06/2013, 07:19
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 23/08/2012, 14:41

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter facebook rss
yahoo
سایت لیدی فروم از سال 1390 آغاز به کار کرد. هدف لیدی فروم آگاهی بخشی و آموزش به بانوان ایرانی و فارسی زبان، و ایجاد محیطی برای تبادل نظر بین آنهاست. لیدی فروم توسط سرورهای پرقدرت پاکدل هاست پشتیبانی می شود

اکنون ساعت 14:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@ladyforum.ir
پیامک همراه جهت پیامک: 09112288677