[align=center]Click here to enlarge[/align][align=center]
دکتر
فرهاد خرمی، اقتصاد دان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است تورم،
بیکاری، رشد پایین اقتصادی اثرات بلافصل تضعیف قدرت پول ملی است.[/align][size=small][size=small]دیپلماسی
ایرانی: طی هفته گذشته سقوط ارزش برابری ریال در مقابل ارزهای خارجی با
سرعت سرسام آوری ادامه یافت. سقوطی که به گفته محمود احمدی نژاد، رئیس
جمهوری ایران توطئه دشمن است و از نظر برخی نمایندگان مجلس تدبیر دولت برای
جبران کسری بودجه. دیپلماسی ایرانی دلایل تاثیرگذار بر سقوط ارزش ریال و
تبعات این اتفاق بر اقتصاد داخلی را را در گفت و گو با دکتر فرهاد خرمی،
اقتصاد دان مطرح کرد. متن این گفتگو به شرح زیر است:

به نظر شما تحریم ها و وضعیت روابط خارجی ایران تا چه حد بر بحران اقتصادی جاری در کشور تاثیرگذار بوده است؟

عامل
اصلی و درجه یک بالا رفتن ارزهای خارجی و در نتیجه بالا رفتن تورم در
اقتصاد ایران، تحریم هایی است که اقتصاد ایران این روز ها با آن مواجه است.
مخصوصا تحریم نفت فشار زیادی به اقتصاد ایران وارد کرده و باعث شده که
خریداران عمده نفت ایران در اروپا و آسیای شرقی یا از خرید نفت ایران منصرف
شوند یا میزان خرید آن ها را کم کند. به طوری که فروش نفت ایران به کمتر
از یک میلیون بشکه در روز رسیده است. این مسئله باعث شده است که بیش از شصت
درصد از درآمد نفتی ایران کاهش یابد. این مسئله باعث کاهش عرضه ارز شده و
در نتیجه باعث شده که قیمت ارز بالا رود.

بنابراین دلیل اصلی این نا
به سامانی تحریم های امریکا و شورای امنیت سازمان ملل است. البته این
اقدامات متاثر از سیاست خارجی ایران بوده است. ایران نتوانسته سیاست خارجی و
اهداف سیاست خارجی خود را به درستی به جهان معرفی کند. اگر روش دیگری
انتخاب شده بود، احتمالا هزینه کمتری متوجه مردم می شد. منظور این نیست که
از موضوع هسته ای دست برداشته شود، اما می شد با روش کم هزینه تری این هدف
را دنبال کرد.

دولت اعلام کرده که ذخایر ارزی قابل توجهی در اختیار
دارد و مشکلی از نظر عرضه ارز به بازار ندارد. اگر واقعا این طور است چرا
دولت اقدام کنترلی برای حل بحران نمی کند؟

منابعی که در دسترس است
می گویند ذخایر ارزی ایران حدود صد و ده میلیون دلار است. این مبلغ در
حقیقت هزینه پرداخت واردات ایران در طول یک سال است. تازه اگر موجودی این
صندوق بیش از این و همان اندازه که اعلام شده است نیز باشد، با محدودیت
هایی رو به رو است. ما همیشه نفت را می فروختیم و ارز وارد بانک مرکزی می
شد. بالاخره عرضه ارز کم شده و کسی هم این مسئله را انکار نمی کند. حتی
آقای احمدی نژاد هم در کنفرانس خبری خود به این مسئله اقرار کرد. وقتی
میزان عرضه ارز کم شود، روی قیمت ارز اثر می گذارد. البته دولت به این
مسئله توجه می کند که باید در مصرف ارز صرفه جویی کند. به همین دلیل
کالاهای وارداتی را به ده دسته تقسیم کرده و فقط به دسته اول و دوم که
کالاهای ضروری به حساب می آیند، ارز دولتی می دهد. بقیه کالاها باید با ثبت
سفارش و تایید آن می توانند ارز با دو درصد زیر قیمت بازار دریافت کنند.
بقیه مصارف ارزی نیز باید از طریق بازار سیاه تامین شود. یعنی در حقیقت سه
نرخ ارز وجود دارد.

با توجه به این که مشکلات خارجی در این بحران تاثیرگذار بوده است، چه راهکار مدیریتی وجود دارد که این بحران به نوعی سامان یابد؟

راهبرد
کوتاه مدت این بحران سعی و همت کارگزاران ایرانی است که تحریم ها را دور
بزنند. این کار، کار آسانی نیست. این کارگزاران باید تلاش کنند که نفت
ایران را از طریق واسطه ها به فروش برسانند. علاوه بر این نه تنها میزان
صادرات نفت ایران کم شده، بلکه همین مقداری هم که از طریق دور زدن و راه
های دیگر به فروش می رسد با نرخ پایین تری از بازار به فروش می رسد. تازه
همین مقدار هم که به فروش می رسد، کشورهایی مانند چین و هند بابت آن پولی
نمی پردازند. بلکه در حساب خاصی پس انداز می شود و از آن محل به ایران جنس
می فروشند. بنابراین ایران در یک مخمصه قرار گرفته است. لذا ایران باید با
ایجاد شرکت های صوری در کشورهایی که رابطه بهتری با ایران دارند، تلاش کند
تا این تحریم ها را دور بزند.

بعضی تحلیل گران معتقدند سیاستگزاری
های نادرست دولت در اقتصاد داخلی بوده است که باعث ایجاد چنین بحرانی شده
است. به نظر شما اگر مدیریت داخلی مناسب بود، باز هم تحریم ها می توانست
این گونه تاثیرگذاری داشته باشد؟

البته سیاست های نادرست مالی و
پولی دولت مزید بر علت بوده است. طرح یارانه ها در این میان بسیار
تاثیرگذار بوده است. اما به نظر من مسئله اساسی تحریم ها هستند. اگر سیاست
های دولت درست می بود می توانست این بحران را پیش بینی کند و تدابیری برای
مقابله با آن بیندیشد. اقتصاد ایران از صد و بیست سال پیش یک اقتصاد معتاد
به نفت است و هیچ گاه نتوانسته که اقتصاد ملی و بدون نفت را تقویت کند. همه
دولت ها بر درآمدهای نفتی تکیه کرده اند. دولت ها به مالیات ها توجه نکرده
اند. به گوناگون سازی تولید اعتنا نکرده اند. تولید را به سمت تولید
کالاهای صنعتی هدایت نکرده اند تا بتوان کالاهای صنعتی صادر کرد. بخش
کشاورزی ایران هنوز برای مایحتاج روزانه خود نیازمند واردات است. اگر این
اقدامات انجام شده بود، کشورهای خارجی نمی توانستند به این صورت ما را تحت
فشار قرار دهند.

به نظر شما تضعیف قدرت پول ملی چه اثرات بلندمدتی برای اقتصاد ایران خواهد داشت؟

تورم،
بیکاری، رشد پایین اقتصادی اثرات بلافصل تضعیف قدرت پول ملی است. البته
این فرصت برای صادرکنندگان ایجاد شده تا با صادرات محصولات خود ارز خوبی
جذب کنند. واردکنندگانی هم که می توانند با ارز دولتی اقدام به واردات
کالاهای مورد نظر خود نمایند، از این فرصت بهره می برند. اما برای اقتصاد
ملی، این یک فاجعه است
[/size]
[/size]