درود بر شما، برای شرکت در گفتگوها و مشاهده کامل مطالب کافی است در این سایت عضو شوید.
برای عضویت اینجا کلیک کنید
با سپاس
مدیریت
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 18






Like Tree18Likes

موضوع: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

  1. #1
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    عرضه مستقيم گاو
    جام جم آنلاين: شير تو شير شدن اوضاع لبنيات، اتفاق خوبي نيست كه كسي از آن استقبال كند. اين چنين شيري خدا كي آفريد؟.
    Click here to enlarge
    [size=medium]
    [align=justify]فلذا اين كه يك مقام
    محكم صنفي لبني به ضرس قاطع اعلام بفرمايد كه ايهاالناس، در زمينه صنايع
    لبني به زيان‌دهي رسيده‌ايم؛ اصلا خوب نيست و اميدواريم كه در روزهاي آتي،
    حرف ايشان از بيخ تكذيب گردد، بلكه خيال ما و ساير مسئولان عزيز از اين حيث
    راحت شود.
    [/align]
    [align=justify]ناراحتي خيال بد چيزي است. خواب نوشين را از چشم آدم مي‌ربايد و باعث مي‌شود كه شما هي در سر جايتان غلت و واغلت بزنيد.[/align]
    [align=justify]به زبان فصيح مشهدي:[/align]

    [align=justify]تا سحر جُل مِزِنوم، خُو به سراغُم نِميَه[/align]
    [align=justify]هي دلُم مثل بچه، بَهنۀ بيجا مِگيره[/align][align=justify]زيرنويس فارسي: تا
    سحرگاهان در جاي خودم غلت مي‌زنم و خواب به سراغ بنده نمي‌آيد. دل من مثل
    بچه‌ها به طور مرتب بهانه‌هاي بيجا و بي‌مورد مي‌گيرد. (خدايش بيامرزاد
    عماد خراساني عزيز، شاعر خوش ذوق شعر محلي عاشقانه «يرگه كار مو و تو دره
    بالا مگيره» را كه ما يك بيت آن را در بالا خرج شيرش كرديم و اميدواريم كه
    ما را ببخشايد.)
    [/align][align=justify]اصل خبر: «مشاور
    انجمن صنايع لبني ايران با اشاره به واردات شيرخشك صنعتي با ارز آزاد،
    گفت: بخشي از شيرخشك‌هاي وارداتي در گمرك‌هاي كشور، به بهانه‌هاي مختلف
    بلوكه شده و ترخيص نمي‌شود. وي با بيان اين كه كارخانه‌هاي لبني، شيرخام را
    همچنان با قيمتي بيش از رقم توافق شده با دامداران (كيلويي 930 تومان)
    مي‌خرند، افزود: متاسفانه غير از چند دامداري در تهران، بقيه دامداري‌ها
    براي عقد قرارداد با كارخانه‌هاي لبني از خود رغبتي نشان نداده‌اند و هم
    اكنون زيان كارخانه‌هاي لبني به منفي يك درصد رسيده است.» (به نقل از
    خبرگزاري شيرنا!)
    [/align][align=justify]بسته پيشنهادي:
    بني‌آدم، همگي، كلهم اجمعين، بايد كه براي رشد خود حتما شير بخورند. اگر
    شير لازم نبود كه خدا گاوشيري را نمي‌آفريد. فلذا همه ـ دولت و ملت ـ بايد
    دست به دست هم دهيم و مشكلات مربوط به شير و گراني آن را حل و فصل كنيم.
    بنده شيرپاك خورده به سهم ناچيز خود در اين راستا عرايضي دارم:
    [/align][align=justify]1ـ حذف واسطه:
    با كنار گذاشتن واسطه‌هاي مختلف، اصل جنس، يعني خود گاو را به سوپري‌هاي
    محل تحويل دهيم. تاريخ نشان داده كه هرجا سخن از شير بوده، هميشه پاي يك
    گاو در ميان بوده است. شما همين حكايت تاريخي عميق و فلسفي «اتل متل
    توتوله» را ملاحظه بفرماييد. همان اول كار صحبت از گاو حسن در ميان است كه
    بررسي كنيد ببينيد گاو حسن چه جوره؟... و بعد از بحث و بررسي‌هاي
    كارشناسانه بسيار توسط كميته تحقيق و تفحص معلوم مي‌شود كه گاو مربوط «نه
    شير دارد و نه جايگاه ارائه شير» و سپس در مراحل بعد مشخص مي‌شود كه اصلا
    گاوي در كار نيست و گاوش را بردند هندستون كه همان هندوستان فعلي باشد كه
    در پرداخت پول گاز و نفت ما تعلل مي‌كند.
    [/align][align=justify]2ـ خشك كردن شير:
    اگر واردات شير خشك از خارج به هر دليلي فعلا با مشكل مواجه است؛ عجالتا
    از روش‌هاي سنتي كم هزينه براي توليد شير خشك استفاده كنيم. يه نايلون درست
    و حسابي را باد كنيم؛ سپس يواش از پشت گاو به وي نزديك شويم و ناغافل
    نايلون را بتركانيم. مطمئن باشيد كه شير گاو به شدت خشك خواهد شد. نشد، با
    شما خشكه حساب مي‌كنم.
    [/align][align=justify]3ـ واريز شيرانه: دولت
    هم مي‌تواند كاري بكند. همچنان كه در قضيه نان، مبلغي بابت مابه‌التفاوت
    افزايش نرخ نان به يارانه اضافه كرد؛ يك مبلغ ماهانه نيز تحت عنوان مثلا
    «شيرانه» به ملت بدهد. جاي دوري نمي‌رود. بچه‌هاي مردم شير مي‌خورند، بهتر
    رشد مي‌كنند، بهتر فكر مي‌كنند.
    [/align]4ـ لبنيات خودساخته: سابق
    بر اين، مردم خودشان اگر گاو نداشتد، يك دبه شير از يك گاوداري مي‌خريدند،
    به منزل مي‌آوردند و خودشان از آن ماست و پنير و كره و كشك و قرقروت و
    ساير مشتقات لبني را استخراج مي‌كردند. تحت نظارت كيفي خودشان، هم سالم‌تر
    بود، هم كه ايجاد اشتغال مي‌كرد. مثلا يكي از آشنايان خود بنده، شير صاف
    مي‌كرد. البته كرارا به وي توضيح داده بودم كه از زيرپوش‌هاي دست دومش براي
    صاف كردن شير استفاده نكند. اين جوري كه بيشتر، زيرپوشش صاف مي‌شود

    [/size]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  2. تشکرکننده: 1 نفر


  3. #2
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بسته‌بندي زنبوري رسيد
    جام جم آنلاين: بعضي‌ها
    همچين خيالات مي‌كنند كه ما فقط در راستاي مسائل و مباحث كلان سياسي و
    فرهنگي، چيز مي‌نويسيم و غير آن در نگاه ما ناچيز است و پرداخت به آن در
    شأن ما نيست. خير؛ اصلا و ابدا اين‌چنين نيست. هر كه گفته، براي خودش گفته.
    از خودش درآورده.
    Click here to enlarge

    [align=justify]التفات فردوسي به جامعه مورچگان:[/align]

    [align=justify]ميازار موري كه دانه‌كش است[/align]
    [align=justify]كه جان دارد و جان شيرين خوش است[/align][align=justify]در حاشيه:
    برخي از روان‌شناسان نكته‌سنج بر اين باورند كه همين سفارش جناب فردوسي و
    تكرار و تضمين آن توسط جناب سعدي، مبني بر درخواست از بني بشر براي آزار
    نرساندن به مورچه‌ها حكايت از آن دارد كه برخي از آدم‌ها از همان روزگاران
    قديم همواره قصد آزار و اذيت مورچه‌هاي بيچاره را داشتند و اين قضيه مورچه
    آزاري، يك چيز جديد نيست.
    [/align]
    [align=justify]فلذاست كه ما نيز اگر
    احساس كنيم يك مورچه‌اي در يك گوشه‌اي از جهان به ناحق دانه‌اي از دهانش
    گرفته شده، يقين بدانيد و همانا آگاه باشيد كه حتما يك چيزي در راستاي آن
    خواهيم نوشت و اگر عضو سازمان ملل مي‌بوديم، اطلاعيه هم صادر مي‌كرديم در
    محكوميتش شديداللحن. نمونه‌اش همين مطلب امروز ما كه درخصوص زنبوران عسل
    لرستان قلمي شده است.
    [/align][align=justify]اصل خبر: «معاون
    بهبود توليدات دامي سازمان جهاد كشاورزي استان لرستان اعلام كرده است كه
    خوشبختانه با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب، باكيفيت‌ترين عسل كشور در
    اين استان توليد مي‌شود؛ اما بدبختانه در حال حاضر مشكل اصلي بسته‌بندي
    ناصحيح اين محصول براي صادرات است كه باعث شده تا چيني‌ها با عسلي به مراتب
    باكيفيت پايين‌تر، بازارهاي اين محصول را در دست بگيرند.» (به نقل از
    جرايد و هر آدم‌ عاقلي!)
    [/align]
    [align=justify]واقعا عرايض فوق مورد
    تائيد است. همين چند روز قبل، يكي از دوستان لرستاني ما كه طنزنويس قابلي
    هم هست، همراه با نامزد نويسنده و فرهيخته‌اش ـ شايد در قالب ماه عسل ـ به
    استانشان سفر كرده بودند. عيالش در جايي، از خوبي‌ها و چشم‌اندازهاي زيباي
    اين استان و مواهب خدادادي آن نوشته بود و اين كه كاش به اندازه شهرهاي
    شمال، به اين استان شوهرش هم سفرهاي تفريحي ـ سياحتي انجام مي‌شد.
    [/align][align=justify]بسته پيشنهادي: از
    آنجا كه بسته‌بندي نامرغوب عسل لرستان، حتي اعتراضات بحق زنبورهاي عسل اين
    استان را نيز برانگيخته است كه «چرا مسوولان با بسته‌بندي نامناسب، زحمات
    طاقت‌فرساي ما را هدر مي‌دهند؟»؛ لهذا در راستاي افزايش كيفيت بسته‌بندي
    عسل لرستان، بسته پيشنهادي خود را عجالتا در سه فقره، به شرح زير تقديم
    مي‌دارم.
    [/align][align=justify]1 ـ آموزش بسته‌بندي:
    از خود زنبوراني كه با اصول مهندسي الهي با استفاده از موم غيرچيني، در
    بهترين شكل ممكن و متقارن، داخل كندو را براي جاسازي عسل مي‌سازند، نحوه
    بسته‌بندي مناسب براي جا كردن عسل آموخته شود. بعيد است كه مديران ما تكبري
    داشته باشند.
    [/align][align=justify]2 ـ دسته‌بندي زنبورها: همچنان
    كه در يك كندو، زنبورها به دسته‌هاي ملكه و كارگر پيماني و سرباز و پيك
    موتوري و مسئول گيت بازرسي دم در و... غيره دسته‌بندي مي‌شوند؛ يك دسته از
    آنها نيز براي بسته‌بندي عسل بعد از توليد و به قصد صادرات در نظر گرفته
    شوند. بعيد است كه آنها هم تكبري داشته باشند.
    [/align]3 ـ كندوي كادو شده:
    از همان اول كار، از زنبوران خواسته شود تا به عوض داخل كندو، داخل يك‌سري
    ظرف‌هاي زينتي مخصوص صادرات و كادو پيچي شده، عسل خود را خالي كنند. بعيد
    است براي آنها خيلي فرق داشته باشد كه كجا خالي كنند، ولي براي ما خيلي فرق
    دارد. از چيني‌ها جلو مي‌افتيم. اين‌جوري، كارخانه و نيروي انساني براي
    بسته‌بندي هم نمي‌خواهيم. آدم‌ها به اندازه كافي دسته‌بندي دارند، به
    بسته‌بندي نمي‌رسند.


    [align=left]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  4. تشکرکننده: 1 نفر


  5. #3
    گرافیست انجمن شكي با گوسفنداش آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    782
    تشکرها
    0
    تشکر شده 58 بار در 44 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    نگران نباشيد لبنياتتونو من تامين ميكنم احشامم به توليد انبوه رسيدن و پروار شدن
    sдЯд از این خوشش آمد.

  6. تشکرکننده: 1 نفر


  7. #4
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    كاهش پارتي بازي
    Click here to enlarge
    كاش خدا اين قوم پارت را به زمين گرم مي‌زد كه اگر غلط نكنم، باعث و باني شروع و شيوع پارتي بازي در مملكت آريايي ما بود. اگر هم كه غلط مي‌كنم كه خدا خودش ما را ببخشايد و از گناه ما درگذرد. به هر حال، پارتي بازي خوب نيست و نزد افكار عمومي سالم محكوم است. اين كه يكي از بشريت، بدون داشتن استعداد و استحقاق لازم، فقط به صرف داشتن آشنا، به امتيازي، امكاناتي و چيزي برسد، خوب نيست. مگر موردش خود ما باشيم كه ممكن است هرطور شده، ثابت كنيم كه نه خيرهم؛ خيلي هم خوب است.
    [align=JUSTIFY]كساني كه خارج رفتند، مي‌گويند كه در برخي كشورها متاسفانه اين باور غلط وجود دارد. براي همين هم گفتيم كه بليت پروازهاي خارج صد درصد گرانتر بشود كه الكي هركسي پا نشود برود خارج، از نزديك اين مفاسد را ببيند و برگردد داخل آن را تعريف كند و خداي نكرده براي بقيه بدآموزي داشته باشد. همه كه مثل ما و شما نفوذناپذير نيستند. [/align] [align=JUSTIFY]الحمدلله ـ گوش شيطان كرـ اخبار موجود ما حكايت از كاهش پارتي بازي مي‌دهد. يك نمونه حي و حاضرش را «معاون تحول و نوسازي اداري معاونت توسعه سرمايه نيروي انساني رئيس‌جمهور» (عجب شغل متين و پرطمطراقي!) بتازگي اعلام كردند. ايشان ضمن تشريح جزئيات آمار به دست آمده از كاهش پارتي بازي در دولت، گفتند: «حدود ده سال است كه يك نظرسنجي عمومي از طريق تكميل پرسشنامه در زمينه فساد اداري انجام مي‌شود كه براساس اين نظرسنجي،پارتي بازي در ادارات كاهش يافته و از 28 درصد به 8 درصد رسيده است.»[/align][align=JUSTIFY]بسته پيشنهادي: يعني الان از فرط خوشحالي بيش از حد، دارد ازچشمانم برق سه فاز مي‌تراود. شما را نمي‌دانم. خيلي‌ها از وجود پارتي بازي در برخي ادارات مي‌نالند؛ اما الان كه خبر كاهش موفقيت آميز آن را مي‌شنويم، آن هم از جانب يك مقام قرص و محكم، جاي آن دارد كه از شدت شعف و شادماني پس بيفتيم. پس مي‌افتيم. اما نه؛ صبر كنيد... صبر كنيد.... پيش از آن كه پس بيفتيم؛ عجالتا يكي دو نكته را عرض مي‌كنيم، بعد:[/align][align=JUSTIFY]1ـ دقت در نظرسنجي: دقت و نظارت شود كه خداي نكرده، در تهيه اين نظرسنجي خوشايند، كسي پارتي بازي نكرده باشد. مثلا پرسشنامه‌ها را به اقوام وآشنايان دم دست خود نداده باشد كه به نحو احسن(!) پر كنند. بعيد است همچين چيزي؛ اما ما محض احتياط عرض كرديم. كار از محكم كاري عيب نمي‌كند، مگر چطور بشود. شايد اگر آن جناب حافظ مي‌بود، مي‌فرمود: در «نظرسنجي» ما بي‌خبران حيرانند؛ به عوض نظربازي كه مورد تائيد ارشاد و گشت ارشاد هم نيست.[/align]
    2ـ پارتي بازي‌شناسي: بعضي نمي‌دانند كه دقيقا منظور و مراد از پارتي بازي يعني چي؟.... يا كه الآن مصاديق امروزي و به روزش چي هست؟.... نكند ما وقتي وارد يك اداره‌اي مي‌شويم، اگر دم آبدارچي را ببينيم؛ داريم پارتي بازي مي‌كنيم؟.... نكند اگر دايي ما در فلان نهاد براي خودش كاره‌اي هست، ازش مي‌خواهيم كه سفارش ما را هم به فلان رئيس بكند؛ داريم پارتي بازي مي‌كنيم؟.... نكند به اسم شايسته سالاري، دخترعمه‌مان «شايسته» را اگر منشي دفترمان مي‌كنيم؛ خداي نكرده مرتكب پارتي بازي شده‌ايم؟.... و الي آخر كه بايد بيشتر فكر كنم. الان ذهنم قفل كرده. كليد گم گشته و در وا نمي‌شه!

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  8. تشکرکننده: 1 نفر


  9. #5
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    عذرخواهي بابت شاپرك!

    زبانم لال، شايد اگر شاپرك زبان ‌داشت و مي‌توانست صحبت كند، حتما به عنوان يك حشره راستگو به شما مي‌گفت كه از آغاز آفرينش تا همين يكي دو سال پيش اصلا نمي‌دانست معني نامش چيست، تا آن كه بانك مركزي، آن را تعريف كرد: «شبكه الكترونيك پرداخت كارتي» و در اينجا بود كه شاپرك قصه ما دوتا شاخك داشت، مهرورزانه، دو تاي ديگر هم به آن اضافه شد و رفت روي شانه رئيس بانك مركزي نشست و تشكر كرد.
    [align=JUSTIFY]و اما تعريف‌هاي زيادي از شاپرك و تشكيلات آن و اين كه شاپرك آمده تا از طريق دستگاه‌هاي كارتخوان خود در فروشگاه‌ها و مغازه‌ها (موسوم بهPOS ) كه اخيرا حتي روي برخي گاري‌هاي باقالي فروشي و لبوفروشي نيز مشاهده شده است؛ از بار و فشار شبكه شتاب و دستگاه‌هاي خودپرداز متصل به آن (موسوم به ATM) در جهت راحتي بيشتر مردم بكاهد. و اينجا بود كه حتي شاپرك‌ها نيز گفتند احسنت![/align] [align=JUSTIFY]و اما جونم واسه عزيزاي دلم بگه؛ شاپرك قصه ما كه حالا از طريق شبكه الكترونيك دولت الكترونيك به همه جا و به‌هر سوراخ و سمبه‌اي وصل شده و حتي سر از روي گاري‌هاي باقالي فروشي و لبوفروشي سر چهارراه‌ها و دم مدارس داراي بخاري نفتي چكه‌اي هم درآورده بود و شونه‌هاش زير بار اين همه كار ترك خورده؛‌ يه دفعه كم آورد و يه روز به رئيس بانك مركزيش گفت: «ديگه من نمي‌كشم!»[/align] [align=JUSTIFY]ـ اتفاقا من هم نمي‌كشم. چيه اين سيگار لعنتي![/align] [align=JUSTIFY]ـ بابا من اونو نمي‌گم. فشار كار شبكه رو نمي‌كشم.[/align] [align=JUSTIFY]و اينجا بود كه اشكي از گوشه چشم تمامي كارمندان بانك مركزي در تمامي طبقات آن بيرون چكيد و نزديك بود سيل بشود و برود داخل ايستگاه متروي ميرداماد، كه باز رئيس مهربان و خوشفكر بانك مركزي، چرخي زد و فكري كرد يك روز ـ بلانسبت مثل ارشميدس ـ از اتاقش بيرون دويد و گفت: «يافتم....يافتم....». بعد هم دستي از سر نوازش بر سر شاپرك كشيد.[/align] [align=JUSTIFY]و صبح روز بعد از طريق همه رسانه‌هاي عمومي به همه جا اعلام كرد كه از حالا در جهت كاستن از فشار شبكه شتاب خودپردازها، در ساعات مشخصي از شبانه روز، شبكه شاپرك عمل مي‌كند؛ يعني كه وقتي خريداري از فروشگاهي چيزي خريد، مثلا يك گرم گوشت، در دستگاه كارتخوان كه كارت كشيد، از حساب او كسر مي‌شود اما بلافاصله و در همان لحظه به حساب فروشنده واريز نمي‌شود. با اجازه ملت، دولت سه چهار ساعتي امانتداري مي‌كند و آن را سفت نزد خود نگه مي‌دارد؛ آن‌گاه كه شبكه خلوت شد، در ساعت مشخصي آن را به حساب صاحب فروشگاه واريز مي‌كند كه برود حالش را ببرد.[/align] [align=JUSTIFY]و به اين ترتيب بود كه شاپرك قصه ما يك نفس راحتي كشيد و رفت باز روي شانه رئيس بانك مركزي ـ كه هنوز به‌رغم مسائل مربوط به ارز و سكه، محكم در جاي خودش نشسته بود ـ نشست و مجددا از نامبرده تشكر كرد.[/align] [align=JUSTIFY]و اما بشنويد از اصناف و كسبه محترم بازار كه هنوز «يك هفشده‌« روزي از اين طرح گيج‌كننده قشنگ نگذشته بود كه شروع كردند به ابراز ناراحتي و اعلام نارضايتي و در ادامه، حرف‌هاي بدبد به شاپرك بيچاره. و شاپرك قصه ما كه دلش ترد بود، دلش شكست. اين دفعه اما رفت روي شانه آن مرد خوشه اولي باقالي فروش نشست. حس كرد به او نزديك‌تر است. باقالي فروش، اشكاي شاپرك را پاك كرد و بدون اين كه بگويد باقاليت به چند؟....شروع كرد با شاپرك، به همنوايي:[/align] [align=JUSTIFY]شاپرك، خوابه قناري ‌‌/‌‌ چه جوري دووم مياري[/align] [align=JUSTIFY]گلا پژمرده و زردن ‌‌/‌‌ تو عجب طاقتي داري[/align] [align=JUSTIFY]و چون ديد شاپرك خوش خوشانش شد،جوگير شد و بازبه همنوايي و همسويي با وي ادامه داد:[/align] [align=JUSTIFY]واسه زخمات يه دوا نيست ‌‌/‌‌ دلم از دلت جدا نيست[/align] [align=JUSTIFY]توي اين غربت جون گير ‌‌/‌‌ يه نگاه آشنا نيست[/align] [align=JUSTIFY]شاپرك قصه ما اون قدر بيچاره زار زد تا دلش وا شد. بعد هم بلافاصله اشتهاش وا شد. يه دونه باقالي زپرتي خريد 50 تومن و براي باقالي فروش كارت كشيد،اما دو تايي هرچه منتظر ايستادند، تا دو سه ساعت بعدش هم هيچ اس ام اس خبردهنده‌اي از بانك مرد باقالي فروش برايش نيامد كه بفهمد پول باقالي اش چي‌شد؟..... اين بود كه شاپرك دلسوز ما خودش شخصا رفت بانك مركزي و باز نشست روي شونه رئيسش و گفت:«ملت خيلي خوب منو مي‌فهمند و از شاپرك راضي هستند، اما مشكلاتي هم دارند كه تقاضاي رسيدگي دارند و سلام رسوندن و گفتند كه لطفا اقدامات لازم را مبذول بفرماييد.» رئيس بانك مركزي كه در قضيه آشفته بازار وحشتناك و خفن ارز و دلار و سكه، حتي يك بار هم از كسي عذرخواهي نكرده بود بابت طرح‌هايش؛ اين بار در قضيه اشكالات و ايرادات شبكه الكترونيك پرداخت كارتي، به دليل زبان نرم و صداقت كلام شاپرك، با تمام وجود تحت تأثير وي قرار گرفت و روز بعد، روزنامه‌هاي سراسر كشور تيتر زدند كه:«عذرخواهي بانك مركزي براي اختلالات شاپرك.»[/align] [align=JUSTIFY]شاپرك قصه ما جوگير شده بود و همچنان كه مي‌رفت، با خودش مي‌خواند:[/align] [align=JUSTIFY]نمي‌دونم مث بارون ‌‌/‌‌ رو كدوم شونه ببارم؟....[/align] [align=JUSTIFY]كه رئيس بانك مركزي بالاخره سر از پنجره اتاقش در آورد و گفت:[/align] [align=JUSTIFY]روي شاخه‌ها، تو غربت ‌‌/‌‌ شاپرك من تو رو دارم.....[/align] [align=JUSTIFY]و شاپرك رفت و رفت تا ديگر از بيخ به‌دليل آلودگي هوا ديده نشد. شايد رفته باشد برج ميلاد كه رفع اشكالات و ايرادات شبكه الكترونيك پرداخت كارتي را از بالا نظارت و مشاهده كند. در حاشيه، اگر كسي هم خداي نكرده، بد و بيراهي چيزي به شاپرك گفت، دامن او را نگيرد.[/align]توضيح: ترانه‌هاي استفاده شده در متن فوق، از سركار خانم فريبا وكيلي است كه همين‌جا كمال تشكر را از ايشان و شاپرك مورد نظرشان دارم.

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  10. تشکرکننده: 1 نفر


  11. #6
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    افزايش رفاه بنزيني!

    چندي پيش در همين ستون مشكل‌ساز، سخن از افزايش مصرف بنزين به نقل از جرايد يوميه به ميان آمد كه گفتيم كمي تا قسمتي معمولي نيست. غافل از اين كه مشكل از نوع نگاه ماست كه آن را غيرطبيعي مي‌بينيم. يكي از مسئولان نفتي كشور (بدون گفتن اين مطلب هشداري كه: بريد كنار، نفتي نشيد!)، وارد ميدان شد و به ضرس قاطع اعلام كرد: «افزايش مصرف بنزين، غيرطبيعي نيست.»
    [align=JUSTIFY]اين مسئول عزيز به ما فهماند كه: «چشم‌ها را بايد شست/ جور ديگر بايد ديد...» و به اين دليل واقعا از محضر ايشان سپاسگزاريم. سهراب سپهري هم سه چهار دهه قبل عين همين مطلب را به ما گفت، اما كو گوش شنوا؟... انگار ترانه توي گوش ما خواندند! همچين خيال كرديم كه خطاب و عتابش به كساني است كه چشمشان لنز دارد و پس از برداشتن يا پيش از گذاشتن آن بايد چشم‌هاي خود را خوب شستشو دهند. سطحي بوديم ديگر، درست نمي‌فهميديم. مولانا حق داشت كه دنبال فهم درست بود.[/align][align=JUSTIFY]مصراع: مردم اندر حسرت فهم درست[/align] [align=JUSTIFY]مهم نوع نگاه است كه قضيه را متفاوت مي‌كند. بگذاريد شفاف صحبت كنم. مدير برنامه‌ريزي شركت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران، جناب علي فراهاني (كه اول به اشتباه علي رفاهاني خوانديم) ضمن تشريح علمي كارشناسنانه دلايل افزايش مصرف سوخت، يكي از مهم‌ترين عوامل روند صعودي مصرف بنزين در ماه‌هاي اخير را بالا رفتن سطح رفاه عمومي مردم اعلام كرد و گفت: «افزايش مصرف بنزين 700 توماني در ماه‌‌هاي اخير، نشان‌دهنده افزايش سطح رفاه عمومي مردم است.» البته ما هم منكر افزايش رفاه نيستيم، اما تا همين الان نمي‌دانستيم كه مصرف بنزين هم شاخص اين معناست كه عرض شد. يعني عرض كردند.[/align][align=JUSTIFY]نتيجه‌گيري‌هاي مشابه: وقتي كه نگاه خود را تصحيح كرديم و درست نگريستيم، به حال خود گريستيم. كه تاكنون چه ناجور نگاه مي‌‌كرديم. كه چه بي‌خود دچار استرس و اضطراب مي‌شديم. كه چه خوب است اين‌طور نگاه كردن. با ما به چند مورد نگاه كنيد:[/align][align=JUSTIFY]1ـ در رابطه با مسكن: ركود بازار خريد و فروش مسكن در ماه‌هاي اخير، نشان از بي‌نيازي مردم به مسكن و رفع نياز آنها دارد. دم مسكن مهر گرم![/align][align=JUSTIFY]2ـ در رابطه با ارز: افزايش نرخ دلار و ارز در ماه‌هاي اخير، نشانگر آن است كه مردم از خريد دلار زير هزار تومان خسته شده بودند و خريد ارزان ارز براي ملت افت دارد. دوست دارند متناسب با رفاهشان خرج كنند. دارندگي است و برازندگي![/align][align=JUSTIFY]3ـ در رابطه با اشتغال: زياد شدن تعداد بيكاران ـ با وجود آمارهايي كه رقم آن را پايين نشان مي دهد ـ نشان​دهنده بي‌نيازي مردم به كار است. آنها دوست ندارند سر كار باشند. زور كه نيست. بيكاري حق همه است. اي كه دستت مي‌رسد، كاري بكن/ گر كه دستت نارسد، كاري نكن![/align][align=JUSTIFY]4ـ در رابطه با هوا: افزايش آلودگي هوا، نشان از مصرف بيشتر اكسيژن توسط مردم دارد! متناسب با رفاه بالايي كه دارند، اكسيژن بيشتر مصرف مي‌كنند. گاز هفشده شعله‌شان اكسيژن مصرف مي‌كند؛ شومينه‌شان اكسيژن مصرف مي‌كند؛ سشوارشان اكسيژن مصرف مي‌كند؛ ماهي‌هاي داخل آكواريومشان اكسيژن مصرف مي‌كند؛.... و همين‌طور بگيريد برويد بالا. خب سابق كجا اين همه مصرف اكسيژن بالا بود؟... رفاه بالا اين چيزها را هم دارد. هر كه او طاووس خواهد، جور هندوستان كشد![/align][align=JUSTIFY]5ـ در رابطه با ازدواج: دير ازدواج كردن ملت نشان‌دهنده آن است كه دلشان نمي‌‌آيد از رفاه بالاي خانه پدر و مادرشان دل بكنند. خب حق هم دارند. رفاه بالاي والدين، آنها را پابند كرده. بايد يكي پيدا شود آنها را دلبند كند. پابند كسي باش كه دلبند (در بند) تو باشد![/align]6ـ در رابطه با ....: اشاره مي‌كنند كه جا نيست. رفاه عمومي مردم كه بالا باشد، جا كم گير مي‌آيد!

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  12. تشکرکننده: 1 نفر


  13. #7
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    در پي افزايش آلودگي هوا

    به‌دنبال اعلام شفاف و قاطع اداره هواشناسي، مبني بر آلوده‌تر شدن هرچه سريع‌تر هواي تهران و كرج و پاره‌اي ديگر از كلانشهرها در اين روزهاي قشنگ پاييزي و تشديد آن در روزهاي امروز و فردا، جامعه شاهد اتفاقاتي در واكنش به اين مساله بود كه خبر آن بتدريج روي خروجي‌هاي خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي خبري قرار گرفت. آنچه در پي مي‌آيد، گوشه‌اي از اين اتفاقات است.
    [align=JUSTIFY]تعطيلي سه نشريه: بنا به تشخيص يک مرجع قانوني، سه روزنامه معروف «پاييز نو»، «بهاردلكش» و «هواي تازه» به‌دليل تلاش مستمر به منظور كوچك‌نمايي در زمينه آلودگي هواي تهران و صاف نشان دادن آن، به‌مدت‌سه ماه از هرگونه انتشاري محروم شدند.[/align] [align=JUSTIFY]به‌دنبال اين اقدام، يك منبع موثق كه نخواست نوع منبعش فاش شود، به خبرنگار «ديرنا» اظهار كرد: «جرايد مذكور، پيش از اينها نيز در ارتباط با مقوله حساس گسل‌هاي پايتخت نيز همين رويه و رويكرد را در پيش گرفته بودند كه به دادن تذكر كتبي به آنها بسنده شد.»[/align][align=JUSTIFY]تجمع اعتراض‌آميز: روز گذشته، جمعي از خواهران و برادران دلسوز و هوادار سلامتي انسان‌ها، موسوم به «ياوران‌حق‌الناس»، در يك حركت خودجوش و در اعتراض به افزايش آلودگي هواي تهران و به خطر افتادن جان انسان‌هاي بي‌گناه، با تجمع آرام در مقابل سازمان حفظ محيط زيست، خواستار توجه و تلاش بيشتر مسئولان در اين زمينه شدند.[/align] [align=JUSTIFY]تجمع‌كنندگان كه از ساعت 11 روز گذشته دست به تحصن زده بودند و كمتر نفس مي‌كشيدند، بنرها و پلاكاردهايي با شعارهايي همچون: «هواي مارو داشته باش، هواتو دارم»، «ما بي هوازي نيستيم»، «اگر هوا نداريم، بريم از چين بياريم»، «اكسيژن اكسيژن، حمايتت مي‌كنيم»، «ذرات سرب ولگرد، نابود بايد گردد»، «مرگ بر ترافيك»، «تا اصلاح اين هوا از پا نمي‌نشينيم» و.... در دست داشتند كه گاهي هم براي رفع خستگي، زمين مي‌گذاشتند. اين تجمع آرام، خودجوش و مردمي كه با مجوز لازم از سوي مراكز قانوني صورت گرفته بود؛ با قرائت بيانيه‌اي در محكوميت هواي آلوده تهران به كار خود پايان داد. رئيس سازمان حفظ قشنگي محيط‌زيست در همين رابطه اعلام كرد كه اين سازمان بزودي تصميمات خود را در اين زمينه اعلام خواهد كرد.[/align][align=JUSTIFY]استعفاي يك مدير: در پي تشديد آلودگي هواي تهران‌بزرگ، و در همدلي و همدردي با شهروندان عزيز، رئيس كميته كم كردن به زور از آلودگي هواي تهران و حومه، از سمت خود استعفا كرد كه با استقبال مدير جديد مواجه شد. اين مدير مستعفي در پاسخ به خبرنگاري كه ماسك به دهان و بيني داشت و در همان حال بسختي داشت از زير ماسك چسبيده‌اش از علت استعفاي بموقع اين مدير سوال مي‌كرد، گفت: «من نتوانستم آلودگي هواي تهران را كم كنم. خودم كم آوردم. مي‌روم شايد مدير بعدي كه مي‌آيد، بتواند چيزي از آلودگي هواي تهران كم‌كند. چون من حقوقي كه مي‌گرفتم، بابت كاستن از آلودگي هوا بود كه در عمل چيزي نمي‌توانستم بكاهم. پدر من هيچ‌وقت لقمه شبهه‌ناك در سفره ما نگذاشت.»[/align][align=JUSTIFY]درخواست مناظره هوايي: دو نامزد احتمالي انتخابات آينده رياست‌جمهوري، بدون توجه به تغييرات تاكتيكي دولت دهم در موضوع جابه‌جايي‌هاي استراتژيك اخيركه يقينا در راه رضاي خدا صورت گرفته است و همچنين ضمن قدرداني از اقدام خوب فرمانده نيروي انتظامي در بركناري رئيس پليس فتاي تهران‌بزرگ به‌خاطر قصور و ضعف در نظارت كافي بر عملكرد پرسنل تحت امر خود در قضيه پرونده وبلاگ‌نويسي به‌نام ستار بهشتي كه منجر به فوت نامبرده گشته است؛ خواستار برگزاري يك مناظره تلويزيوني با موضوع «آلودگي هوا» شدند.[/align] [align=JUSTIFY]اين كانديداهاي احتمالي انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري، پيروز واقعي ميدان رقابت انتخاباتي را با توجه به نياز مبرم مردم به هواي تازه، كسي دانستند كه در راستاي از بين بردن آلودگي هواي تهران و ترافيك مشهور آن، تازه‌ترين و ناب‌ترين راهكارهاي قابل اجرا را ارائه دهد. يكي از درخواست‌كنندگان اين مناظره در همين رابطه گفت: «يكي از شعارهاي اساسي من در انتخابات آينده اين است: واريز اكسيژن به حساب ملت.»[/align] [align=JUSTIFY]با صداي مادرم از روي تخت مي‌افتم پاي‌تخت!.... [/align] ـ ماسك منو نديدي؟....

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  14. تشکرکننده: 1 نفر


  15. #8
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    تشكيل ستاد حرف‌روبي!

    زمستان نرسيده و يلدا از راه نيامده، اولين برف الهي نازل شد. بسيار شيرين‌ و دلچسب‌همچون يارانه‌هاي دولت. الان زمين روسفيد است. چرا كه آسمان بر سر حرفش بود و اگر هواشناسي مژده داد كه موج جديدي از بارش در راه است؛ در عمل نيز اين گونه شد. بي آن كه ادعاي هواشناسي تكذيب گردد. باري؛ باران كه بماند، برف باريد. فتبارك‌الله احسن الخالقين!
    [align=JUSTIFY]تشكر ملت: خدايا متشكريم.... آسمون متشكريم![/align] [align=JUSTIFY]اي من به قربان اين خدا بروم كه حرفش حرف است. كاش بعضي از بندگان خدا هم ياد مي‌گرفتند. درست است كه از قديم‌الايام گفته‌اند: «حرف از روي حرف مي‌آيد و برف از روي برف»؛ اما اين دليل نمي‌شود كه بعضي‌ها مثل برف، حرف بزنند؛ بعد مثل برف پاك‌كن و برف‌روب، همان حرف‌ها را پاك كنند و بروبند. نه انگار كه برفي بوده و نه انگار حرفي زده شده!...[/align] [align=JUSTIFY]هشدار سعدي:[/align] [align=JUSTIFY]حرف از سخن چو دُر توان زد[/align] [align=JUSTIFY]آن خشت بود كه پُر توان زد[/align] [align=JUSTIFY]شايد تعجب كرده باشيد كه حالا مگر چي شده كه اين طوري مثل آسمان، دلمان پر است و مثل رعدوبرق، زديم ضربتي برف و حرف را با هم قاطي كرديم؟ مگر همه نمي‌گويند كه برف حرف ندارد؛ پس الان كه دارد برف مي‌آيد، اين حرف‌ها چيست؟... چشم، الساعه عرض مي‌كنيم. در اين سال‌ها بوده‌اند و هستند مسئولان و مديراني كه گويا فقط بلدند حرف بزنند، بي‌آن‌كه به عواقب آن فكر كنند يا به امكان عملي شدن آن بينديشند. حالا بعضي‌هايشان باز جسارت داشتند و امروز كه يك حرفي زدند، فرداش آن را از بيخ تكذيب كردند. [/align][align=JUSTIFY]درخواست مديرمسئول: لطفا تا مطلب از همينجاش درز گرفته نشده، ادعاي واهي خود را با يك مثال زنده، ثابت نماييد؛ در غير اين صورت، از چاپ آن معذوريم. به همان دليلي كه خود شما گفتيد كه حرف از روي حرف نبايد بيايد و باد از روي برف![/align][align=JUSTIFY]تائيد و تكذيب در دو صحنه: در راستاي آنچه كه عرض شد و سپس شاهد مثال خواسته شد؛ ذيلا به موردي جديد در راستاي قيمت‌گذاري خودرو اشاره مي‌شود كه در اين هواي بس ناجوانمردانه سرد، بحث داغ روز است. در اين راستا، آقاي حسن رادمرد، معاون بازرگاني داخلي وزير صنعت، معدن و تجارت، با دو خبرگزاري، دو مصاحبه ترتيب داده كه اولي در تائيد آزادسازي قيمت خودروست و دومي در تكذيب شديد آن!... مناسب براي سليقه‌هاي مختلف با طمع‌هاي متفاوت.[/align] [align=JUSTIFY]صحنه اول‌/ ‌در مصاحبه با خبرگزاري فارس:[/align] [align=JUSTIFY]ـ «قيمتگذاري خودرو آزاد مي‌شود و به تشكل‌ها و انجمن‌هاي مربوط به آن سپرده مي‌شود. خودرو جزو كالاهاي درجه دو محسوب مي‌شود.» (به نقل از جرايد هميشه در صحنه)[/align] [align=JUSTIFY]چند ساعت بعد:[/align] [align=JUSTIFY]صحنه دوم‌/‌ در مصاحبه با خبرگزاري مهر:[/align] [align=JUSTIFY]ـ «ما هيچ برنامه‌اي براي آزادسازي قيمت‌گذاري خودرو نداريم. خودرو جزو سبد كالاهاي مصرفي خانوارهاست و قيمت‌گذاري آن همچنان در اختيار دولت قرار دارد.» (به نقل از همان جرايد كه عرض شد)[/align][align=JUSTIFY]گمانه‌زني اقتصادي: برخي از كارشناسان علاقه‌مند به سوار شدن خودروهاي لوكس بر اين باورند كه دولت در حال تست زدن مردم و بازار براي اجراي زيرپوستي روند آزادسازي قيمت‌گذاري خودرو در راستاي استقبال خودروسازان است. همان سياست اقتصادي حركت با چراغ خاموش. اين سياست را هم غلط نكنم از اصغرآقاي آمپول‌زن سر كوچه ما ـ در نارمك ـ ياد گرفته كه غالبا قبل از تزريق پني‌سيلين و در آوردن آخ ملت، اول آن را تست مي‌كند. حساسيت موضعي نشان داد، نمي‌زند. [/align]
    تك پيشنهاد فوري: از آسمان خدا همچنان دارد برف مي‌آيد و به نظر من در اين هوا هيچ چيزي بهتر از تشكيل فوري «ستاد حرف‌روبي» نيست!...اگر موافقيد، اس‌ام‌اس بزنيد!

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  16. تشکرکننده: 1 نفر


  17. #9
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    كنترل تكانه‌هاي تورمي

    كنترل كلا چيز خوبي است. اگر نبود كه شما تلويزيون كنترل دار نمي‌خريديد. با خودروتان از بيرون به سمت منزل مي‌آييد و شديد هم باران گرفته است. اما شما نيازي نداريد كه از ماشين پياده شويد و برويد در پاركينگ را باز كنيد؛ از همان داخل اتومبيل، دكمه ريموت كنترل را مي‌زنيد و جل الخالق، درهاي پاركينگ روي شما باز مي‌شوند. ناپلئون بناپارت هم درِ خانه و اصطبلش ريموت كنترل نداشت. ببين شما كي هستي؟...
    [align=JUSTIFY]شعركنترل شده:[/align] [align=JUSTIFY]سرخود كجا سفت وشل مي‌شوم[/align] [align=JUSTIFY]بدانم اگر كنترل مي‌شوم؟[/align] [align=JUSTIFY]نه آرام چون لاك پشت ريلكس[/align] [align=JUSTIFY]نه درگيرباهول وهل مي‌شوم[/align] [align=JUSTIFY]پس براي شما ثابت شد كه كنترل چيز خوبي است. فلذا حق دارد وزير اموراقتصادي و دارايي اگر با هدف جلوگيري از تكانه‌هاي تورمي پايان سالي،پيش پيش به فكر كنترل آن بيفتد. تا الان هم اگر توانستيم جلوي غول بي شاخ و دم تورم را بگيريم؛ راستش با همين كنترل‌ها بوده است. الكي كه نيست![/align] [align=JUSTIFY]آقاي سيدشمس‌الدين حسيني گفتند: «با توجه به اين كه در ماه‌هاي پاياني سال قرار داريم، بايد سياست‌هاي مدبرانه‌اي براي صرفه‌جويي اجرايي شود تا از رشد پايه پولي و در نتيجه آن افزايش تورم جلوگيري شود.» ايشان ممانعت از احتكار در بازار و همچنين پرهيز از رسانه‌اي كردن تورم را نيز از ديگر راهكارهاي لازم براي مهار تورم در فصل پاياني سال عنوان كردند.[/align][align=JUSTIFY]بسته پيشنهادي: وقتي صحبت از كنترل، آن هم كنترل گراني و تورم در كار باشد؛ هركسي بايد به اندازه وسعش نخودي در اين آش بيندازد. حالا نخود انداختني ما چيست؟... همين راهكارهايي كه در ادامه عرض مي‌كنيم:[/align][align=JUSTIFY]1ـ رسانه‌هاي باحال: همچنان كه گفته آمد، رسانه‌ها نبايد كاري كنند كه مردم اگر مختصر تورمي در بيرون هست، آن را در رسانه مشاهده كنند. همان كه در بيرون مي‌بينند، هفت پدرشان را كافي است. بد نيست رسانه‌هاي عزيز ـ كه الهي داغشان را نبينيم ـ نمودارهايي را ترتيب بدهند كه به نحوي مقتضي و مورد نظر، آمار و ارقام تورم را نزولي نشان دهند. مگر همه از نزولات آسماني خوششان نمي‌آيد؟ خب، گاهي نزولات زميني هم بد نيست.[/align][align=JUSTIFY]2ـ توزيع عينك: چطور شد الان بعضي تلويزيون‌هاي سه بعدي آمده كه شما به همراهش چند تا عينك مخصوص هم مي‌گيريد كه موقع تماشا بتوانيد تصاوير را سه بعدي ببينيد؛ خب در ساير زمينه‌ها مثل اين زمينه بايد پيشرفت كرد. چه اشكالي دارد مردم موقع ملاحظه قيمت برخي اجناس و كالاها و خدمات، يك عينك ريزبيني به چشم بزنند كه تورم را ريز ببينند. [/align][align=JUSTIFY]3ــ استفاده از پماد: مادربزرگي داشتم كه زانوهايش بدجوري دچار تورم شده بود و از بين همه مكاتب ايسم‌دار، به رماتيسم گرايش پيدا كرده بود. آن خدابيامرز هميشه براي كنترل تورم جفت پايش از يك پماد مخصوص ضدتورم استفاده مي‌كرد. اين كار با نظارت كيفي پدربزرگ انجام مي‌شد. خب الان امثال اين پمادها شايد روي ساير انواع تورم‌ها نيز جواب دهد. امتحانش مجاني است. فوقش پول پمادش را هم خود ملت مي‌دهد.[/align]
    4ـ پخش آهنگ‌هاي آرامبخش: تلطيف فضاي تورم خيز بازار با پخش انواع آهنگ‌ها و ملودي‌هاي آرامبخش نيز از ديگر راهكارهاي مفيد و مثبت است. مثلا شركت‌هاي تلفن همراه مي‌توانند در اين راستا اقدام نمايند. ساخت آهنگ انتظار «همه چي آرومه‌‌/‌‌گروني محكومه‌‌/‌‌من چقدر خوشحالم‌‌/‌‌به خودم مي‌بالم....» كه مناسب براي زنگ انواع گوشي هم هست.
    sдЯд از این خوشش آمد.

  18. تشکرکننده: 1 نفر


  19. #10
    صاحب لیدی فروم shbrh آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    شهرستان سیمرغ
    نوشته ها
    10,473
    تشکرها
    9,540
    تشکر شده 5,739 بار در 3,300 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض RE: حرف حقیقت تلخه ولی حقیقته

    بزن در رو
    انگار همين ديروز بود

    [size=medium]يكم: انگار همين ديروز بود كه خود رئيس‌جمهور ـ كه گاه زبان طنزش چاشني كلامش مي‌شود ـ تنها وزير زن كابينه دهم را به خاطر همت و عزم كاري‌اش، تنها مرد كابينه خواند و همه لبخند زديم. حتي شما!...[/size]
    [size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]دوم: [/size][size=medium]و باز انگار همين ديروز بود كه چون شايعه رفتن خانم دكتر از حوزه سلامت بالا گرفت؛ معاون اول رئيس جمهور، طي سخناني در حضور مردم و خبرنگاران و خود خانم وزير، به ضرس‌قاطع اعلام كرد كه تا من هستم، خانم دستجردي هست و تا احمدي‌نژاد هست، ايشان هم هست و باز ما همه لبخند زديم. حتي شما!...[/size][/align][size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]سوم: [/size][size=medium]و بازهم انگار همين ديروز بود كه چون خبرنگاري در بحبوحه پيگيري مطالبات مالي وزارتخانه و تخصيص ارز مرجع براي داروهاي مورد نياز مردم، در خصوص احتمال رفتن وزير بهداشت از وزارتخانه‌اش از ايشان پرسيد؛ خانم وزير لبخندي زد و گفت: بالاخره هر آمدني يك رفتني دارد و مجددا باز ما همه لبخند زديم. حتي شما!...[/size][/align] [align=CENTER][size=medium]***[/size][/align][size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]بسته پيشنهادي: [/size][size=medium]ما ضمن تبريك به خانم دستجردي، به‌دليل اين كه بار سنگيني از روي دوششان برداشته شد و الان در كانون گرم خانواده خود، فارغ از استرس‌ها و اضطراب‌هاي كاري كه آدم را پير مي‌كند، فرصت بيشتر براي رسيدن به كارهاي علمي خود و ايضا كارهاي خانه دارند؛ عرايضي چند را ذيلا به سبك معمول خود تقديم مي‌داريم؛ باشد كه بهداشتي باشد و در راستاي تأمين سلامت بيشتر:[/size][/align][size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]1ـ مرد آخر بين باشيم: [/size][size=medium]همچنان كه گفته‌اند: «مرد آخربين مبارك بنده‌اي است»؛ ساير وزرا نيز دقيقا مثل خانم وزير، در هر دولتي، همچنان كه آمدن خود به وزارتخانه را مي‌بينند؛ در حاشيه، رفتن خود از وزارتخانه را هم ببينند. نفس پُست و ميز و قدرت همين است و جز اين نيست. در عهد جهان اگر وفايي بودي‌‌/‌ ‌نوبت به تو خود نيامدي از دگران. گاهي اندك اندك جمع مستان مي‌رسند؛ گاهي اندك اندك جمع مستان مي‌روند![/size][/align][size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]2ـ بعضي وزرا نترسند: [/size][size=medium]اگرمعاون اول رئيس‌جمهور آشكارا و به ضرس قاطع گفت كه تا ما هستيم، وزير بهداشت هم هستند؛ اما دو هفته نشد كه معاون اول رئيس‌جمهور هستند، اما خانم وزير نيستند؛ اين دليل آن نمي‌شود كه ساير وزرا بترسند و همچين خيال كنند كه اگر معاون رئيس جمهور از ايشان قاطعانه حمايت كرد، دخلشان آمده!.... خير، هميشه اين‌طوري نيست. گاهي در بر يك پاشنه نمي‌چرخد.[/size][/align][size=medium][/size][align=JUSTIFY][size=medium]3ـ خانم دكتر نگران نباشند: [/size][size=medium]حتما و حكما وزير سابق بهداشت، با آشناهاي بسياري كه در سازمان‌ها و ادارات مختلف دارند و در اين مدت تصدي امر وزارت نيز تعدادشان بيشتر شده‌اند؛ هرگز بيكار نخواهند بود و همچون اين يك ميليون و 200 هزار شاغلي كه طي سال‌هاي 89 و 90 بيكار شده‌اند، نيازي به گشتن صفحات نيازمندي‌هاي روزنامه‌ها نخواهند داشت. كافي است چراغ تابلوي مطبشان روشن شود تا ببينند چقدر آدم نيازمند درمان در مقابل مطبشان صف خواهند كشيد، حتي بيشتر از قبل .[/size][/align][size=medium][/size]
    [size=medium]4ـ وزرا مواظب باشند: [/size][size=medium]تا اطلاع ثانوي پيشنهاد مي‌شود كه وزراي محترم درس هاي لازم را از اين ماجرا بگيرند . پس بهتر است به كارهاي مهم‌تري برسند كه تا آخر اين دولت، در خدمتشان باشيم . يك مجموعه بايد از هر حيث باهم هماهنگ باشند. هرچه رئيس دولت گفت، بگويند چشم. حافظ هم مي‌گويد: دولت آن است كه بي خون دل آيد به كنار!.... وگرنه مي‌رود كنار![/size]

    [align=LEFT]رضا رفيع[/align]
    sдЯд از این خوشش آمد.

  20. تشکرکننده: 1 نفر



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •