درود بر شما، برای شرکت در گفتگوها و مشاهده کامل مطالب کافی است در این سایت عضو شوید.
برای عضویت اینجا کلیک کنید
با سپاس
مدیریت
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 42






Like Tree63Likes

موضوع: چهل نامه کوتاه به همسرم

  1. #1
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    Lightbulb چهل نامه کوتاه به همسرم

    چهل نامه کوتاه به همسرم اثر زیبای نادر ابراهیمی


    چهل نامه کوتاه به همسرم" مجموعه چهل نامه ی ابراهیمی به همسرش بانو فرزانه منصوری است.
    چهل نامه که در خود گلایه‌ها، قهر ها و آشتی ها و دل نگرانی های یک همسر را با پاسخ گویی های شاعرانه ی نویسنده ای عاشق دارد. چهل نامه که هر کدام دری به وادی وجود یک بانوی ایرانی می‌گشاید پر از حوصله و صبوری و دقت و دلسوزی و واهمه و وسواس و گاه " انتخاب گریستن " ؛

    _____________
    پیشنهاد می کنم همه دوستان(چه مجرد یا متاهل) این کتاب رو برای یک بار هم که شده بخوانید
    باشد که راه گشا باشد
    توضیح دوم اینکه نوشته هایی که در پایان هر نامه بعد از خط____میاد نظر شخصی خودم هست و اميدوارم جسارتی به نویسنده کتاب نشود
    ویرایش توسط Poorei : 12/08/2016 در ساعت 18:19
    shbrh، Arezoo و sдЯд از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  2. تشکرکنندگان: 3 نفر


  3. #2
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه اول /

    ای عزیز!
    راست می گویم.
    من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
    قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
    من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
    من اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است،همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
    و آن پنجره تویی ای عزیز!
    آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
    این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
    اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
    و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
    این زندانی، اسیر تو نیست-
    که ای کاش بود
    در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
    و این همه در بند نوشتن نبود.
    اما چه می توان کرد؟
    تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن،بیرون بیاید
    و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
    می دانم.
    اینک این نامه ها
    شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
    در حضور تو زانو بزنم
    سر در برابرت فرود آورم
    و بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی،و بیش از آنی،و بسیار بیش از آن.به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من،در این میان،با این قلم،و محو نوشتن بودن،سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا،اما نه بهترین همسر دنیا...

    نادر ابراهيمي
    shbrh، Arezoo و golbanu از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  4. تشکرکنندگان: 3 نفر


  5. #3
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه دوم/

    بانوی بزرگوار من!
    عطر آگین باد و بماناد فضای امروز خانه مان
    و فضای خانه مان ، همیشه،در چنین روزی که روز عزیز ولادت پر برکت تو برای خانواده ی کوچک ماست...
    نادر ابراهیمی
    shbrh و Arezoo از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  6. تشکرکنندگان: 3 نفر


  7. #4
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه سوم/

    بانو،بانوی بخشنده ی بی نیاز من!
    این قناعت تو،دل مرا عجب می شکند...
    این چیزی نخواستنت،و با هر چه که هست ساختنت...
    این چشم و دست و زبان توقع نداشتنت، و به آن سوی پرچین نگاه نکردنت...
    کاش کاری می فرمودی دشوار و نا ممکن، که من به خاطر تو سهل و ممکنش می کردم...
    کاش چیزی می خواستی مطلقا نا یاب،که من به خاطر تو آن را به دنیای یافته ها می آوردم...
    کاش می توانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان ،تو را سخت و طولانی بخندانم...
    کاش می توانستم همچون مهر بان ترین مادران،رد اشک را از گونه هایت بزدایم...
    کاش نامه ای بودم، حتی یک بار با خوب ترین اخبار...
    کاش بالشی بودم ، نرم، برای لحظه های سنگین خستگی هایت...
    کاش ای کاش که اشاره ای داشتی، امری داشتی، نیازی داشتی، رویای دور و درازی داشتی...
    آه که این قناعت تو ، این قناعت تو دل مرا عجب می شکند...


    نادر ابراهیمی
    ویرایش توسط Arezoo : 13/08/2016 در ساعت 14:25
    shbrh و Arezoo از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  8. تشکرکنندگان: 3 نفر


  9. #5
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه چهارم/

    همقدم همیشگی من!
    مطمئن باش هرگز پیش نخواهد آمد که تو را دانسته بیازارم یا به خشم بیاورم.
    هرگز پیش نخواهد آمد.
    آنچه در چند روز گذشته تو را رنجیده خاطر و دل آزرده کرده است
    مرا، بسیار بیش از تو به افسردگی کشانده است.
    و مطمئن باش چنان می روم که بدانم - به دقت - که چه چیز ها این زمان تو را زخم می زند
    تا از این پس، حتی نا دانسته نیز تو را نیازارم.
    ما باید درست بشویم.
    ما باید تغییر کنیم.

    نادر ابراهیمی
    ______________

    شاید وقتی خوب فکر کنیم برای ما هم پیش آمده باشه که عزیزانمون رو ندانسته آزرده باشیم و هیچ هم در جهت جبران بر نیایم
    shbrh از این خوشش آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  10. تشکرکنندگان: 2 نفر


  11. #6
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه پنجم/

    عزیز من!
    « شب عمیق است؛ اما روز از آن هم عمیق تر است. غم عمیق است اما شادی از آن هم عمیق تر است».
    دیگر به یاد نمی آورم که این سخن را در جوانی در جایی خوانده ام ، یا در جوانی، خود، آن را در جایی نوشته ام.
    اما به هر حال ، این سخنی ست که آن را بسیار دوست می دارم.
    دیروز نزدیک غروب، باز دیدمت که غمزده بودی و در خود.من هرگز ، ضرورت اندوه را انکار نمی کنم؛ چرا که می دانم هیچ چیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمی کند و الماس عاطفه را صیقل نمی دهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمی پذیرم؛ چرا که غم حریص است و بیشتر خواه و مرز ناپذیر، طاغی و سرکش و بد لگام.
    هر قدر که به غم میدان بدهی ، میدان می طلبد ، و باز هم بیشتر ، و بیشتر...
    هر قدر در برابرش کوتاه بیایی ، قد می کشد، سلطه می طلبد، و له می کند...
    غم ، هرگز عقب نمی نشیند مگر آن که به عقب برانی اش ، نمی گریزد مگر آن که بگریزانی اش ، آرام
    نمی گیرد مگر آن که بی رحمانه سر کوبش کنی...
    غم، هر گز از تهاجم خسته نمی شود.
    و هر گز به صلح دوستانه رضا نمی دهد.
    و چون پیش آمد و تمامی روح را گرفت، انسان بیهوده می شود، و بی اعتبار، و نا انسان، و ذلیل غم، و مصلوب بی سبب.
    من،مثل تو، می دانم که در جهانی این گونه درد مند، بی دردیِ آن کس که می تواند گلیم خود را از دریای اندوه بیرون بکشد و سبکبارانه و شادمانه برساحل بنشیند، یک بی دردیِ دد منشانه است، و بی غیرتی ست، و بی آبرویی، و اسباب سر افکندگی انسان.
    آن گونه شاد بودن ، هرگز به معنای خوشبخت بودن نیست، بل فقط به معنای نداشتن تفکر است و احساس و ادراک؛ و با این همه ، گفتم که ،برای دگرگون کردن جهانی چنین افسرده و غم زده، و شفا دادن جهانی چنین درد مند، طبیب،حق ندارد بر سر بالین بیمار خویش بگرید،و دقایق معدود نشاط را از سال های
    طولانی حیات بگیرد.
    چشم کودکان و بیماران ، به نگاه مادران و طبیبان است.
    اگر در اعماق آن، حتی لبخندی محو ببینند ، نیروی بالندگی شان چندین برابر می شود.
    به صدای خنده ی بچه ها گوش بسپار، و به صدای درد ناک گریستنشان ، تا بدانی که این ،سخنی چندان پریشان نیست.

    عزیز من!

    این بیمار کودک صفت خانه ی خویش را از یاد مران!
    من، محتاج آن لحظه های دلنشین لبخندم - لبخندی در قلب - علی رغم همه چیز.

    نادر ابراهيمي
    shbrh از این خوشش آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  12. تشکرکنندگان: 2 نفر


  13. #7
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه ششم

    همراه همدل من!
    در زندگی ،لحظه های سختی وجود دارد؛ لحظه های بسیار سخت و طاقت سوزی ، که عبور از درون این لحظه ها، بدون ضربه زدن به حرمت و قداست زندگی مشترک، به نظر، امری نا ممکن می رسد.
    ما کوشیده ایم - خدا را شکر - که از قلب این لحظه ها، بارها و بار ها بگذریم، و چیزی را که به معنای حیات ماست و رویای ما، به مخاطره نیندازیم.
    ما به دلیل بافت پیچیده ی زندگی مان، هزار بار مجبور شدیم کوچه ای تنگ و طولانی و زر ورقی را بپیماییم، بی آن که تنمان دیوار این کوچه را بشکافاند یا حتی لمس کند.
    ما، در این کوچه ی بسیار آشنا، حتی بارها ، مجبور به دویدن شدیم، و چه خوب و ماهرانه دویدیم
    انگار کن بر پل صراط...

    -نادر ابراهیمی

    _________________
    shbrh و Arezoo از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  14. تشکرکنندگان: 3 نفر


  15. #8
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه هفتم/

    عزیز من!
    مدتی ست می خواهم از تو خواهش کنم بپذیری که بعض شبهای مهتابی ، علیرغم جمیع مشکلات و مشقات، قدری پیاده راه برویم - دوش به دوش هم -شبگردی، بی شک، بخش های فرسوده ی روح را نوسازی می کند و تن را برای تحمل دشواری ها، پر توان.
    از این گذشته ، به هنگام گزمه رفتن های شبانه ، ما فرصت حرف زدن درباره ی بسیاری چیزها را پیدا خواهیم کرد.
    نترس بانوی من! هیچ کس از ما نخواهد پرسید که با هم چه نسبتی داریم و چرا تنگاتنگ هم ، در خلوت، زیر نور بدر، قدم می زنیم.هیچ کس نخواهد پرسید؛ و تنها کسانی خواهند گفت: « این کارها برازنده ی جوانان است» که روح شان پیر شده باشد؛ و چیزی غم انگیز تر از پیری روح وجود ندارد.از مرگ هم صد بار بد تر است.
    راستی، طلب فروشگاه محله را تمام و کمال دادم. حالا می توانی با خاطر آسوده از جلوی فروشگاه رد شوی. هیچ نگاهی دیگر نگاه سرزنش بار طلب کاری نخواهد بود. مطمئن باش!
    ضمنا همه چیزهایی را هم که فهرست کرده بودی ، تمام وکمال خریدم: برنج، آرد نخود چی، آرد سه صفر، ماکارونی، فلفل سیاه، زرد چوبه، آبغوره، نبات، برگ بو،صابون، مایع ظرفشویی، و دارچین (که چه عطر قدیمی دل انگیزی دارد)...
    می بینی که چقدر خوب، من بی حافظه، نام تک تک چیزهایی را که خواسته بودی به خاطر سپرده ام؟
    خب...دیگر می توانی قدری آسوده باشی، و شبی از همین شبها، پیشنهاد یک پیاده روی کوتاه را به ما بدهی. ما، با این که خیلی کار داریم، پیشنهاد شما را خواهیم پذیرفت.
    عزیز من!
    ما هرگز آنقدر بدهکار نخواهیم شد که نتوانیم از پس بدهی هایمان بر آییم، و هرگز آنقدر پیر نخواهیم شد که نتوانیم دوباره متولد شویم.
    ما از زمانه عقب نخواهیم ماند، زمانه را به دنبال خود خواهیم کشید.
    فقط کافی ست که قدری دیگر هم از نفس نیفتیم...

    نادر ابراهیمی

    _________________

    گاهی آنقدر خودمون رو درگیر سر و سامان دادن زندگی می کنیم که از وقت گذاشتن برای یکدیگر و کنار هم بودن غافل میشم
    ویرایش توسط Arezoo : 13/08/2016 در ساعت 14:25
    shbrh و Arezoo از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  16. تشکرکنندگان: 3 نفر


  17. #9
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه هشتم

    عزیز من!
    بی پروا به تو می گویم که دوست داشتنی خالصانه ، همیشگی، و رو به تزاید، دوست داشتنی ست بسیار دشوار - تا مرزهای ناممکن - اما من نسبت به تو، از پس این مهم دشوار، به آسانی بر آمده ام ؛ چرا که خوبی تو، خوبی خالصانه، همیشگی و رو به تزایدی ست که امر دشوار را بر من آسان کرده است و جمیع مرزهای ناممکن را فرو ریخته.
    امروز که روز تولد توست، و حق است خانه را به مبارکی چنین روزی گل باران کنم، اگر تنها یک غنچه ی فروبسته ی گل سرخ به همراه این نامه کرده ام دلیلش این است که گمان می کنم، عصر ، بچه ها ، و شاید برخی از دوستان و خویشان، با گلهایشان از راه برسند. و این، البته، شرط ادب و مهمان نوازی نیست که ما، همه ی گلدانها را اشغال کرده باشیم.
    گلدان ، خانه ی محبت دوستان ماست.

    نادر ابراهيمي
    shbrh از این خوشش آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  18. تشکرکنندگان: 2 نفر


  19. #10
    مــدیــر ارشد Poorei آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    نوشته ها
    375
    تشکرها
    461
    تشکر شده 637 بار در 342 ارسال

    تابلوی مدالها

    پیش فرض پاسخ : چهل نامه کوتاه به همسرم

    نامه نهم


    عزیز من!
    روزگاری ست که حتی جوان های عاشق نیز قدر مهتاب را نمی دانند. این ما هستیم که در چنین روزگار دشواری باید نگهبان اعتبار شفاف و پر شکوه ، کهکشان شیری، و شهاب های فرو ریزنده باشیم...
    شاید بگویی :« در زمانه ای چنین ، چگونه می توان به گزمه رفتن در پرتو ماهِ پُر اندیشید؟ » و شاید نگویی؛ چرا که پاسخ این پرسش را بارها و بارها از من شنیده ای و باز خواهی شنید.

    « آنکه هرگز نان به اندوه نخورد
    و شب را به زاری سپری نساخت
    شما را ای نیروهای آسمانی
    هرگز، هرگز، نخواهد شناخت»
    گوته

    اگر فرصتی پیش بیاید – که البته باید بیاید – و باز هم شبی مثل آن شبهای عطر آگین رودبارک که سرشار است از موسیقی ابدی و پر خروش سرداب رود ، در جاده های خلوت خاکی قدم بزنیم ، دست در دست هم ، دوش به دوش هم، باز هم به تو خواهم گفت: گوش کن ! گوش کن بانوی من! در آن ارتفاع، کسی هست که ما را صدا می زند...
    و تو می گویی : این فقط موسیقی نامیرای افلاک است...

    ما هر گز کهنه نخواهیم شد

    نادر ابراهيمي
    ___________________

    بسیار زیاد پیش میاد که زن و شوهر های میان سال برای با هم بودن وقت نمی گذارند و می گویند این از ما گذشته و.........
    shbrh و Arezoo از این خوششان آمد.

    در دنیای ما
    همه یه جورایی دیر می رسند !
    یکی به اتوبوس ،
    یکی به قطار ،
    یکی
    به یکیHidden Content ... ...


  20. تشکرکنندگان: 4 نفر



صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •